با معرفت ها
آقایان و خانمها:
1- شهریار رضایی . جوانی بامرام از خطه شمال که میوه اش در کویر افتاده .وقتی مدیر فرهنگی دانشگاه باهنر بودم باهاش آشنا شدم . درسش که تمام شد خاک دامنگیر کرمان دامنش را گرفت و کرمانی شد . نقاش است و گرافیست و صاحب بسیار هنرهای دیگر .
2- محمد رضا نژادحیدری . جوانی مومن ،خوش فکر ، حزب اللهی از نوع اصلاح طلبش و مدیر سایت گفتار نو .
3 – آقای همتی . فرزند یکی از شهدای معروف کرمان . مهربان است و کارمند وزارت کشور.
4 – محمد علی یوسف زاده – برادر زاده ام - که هروقت گذرم به جیرفت می افتد در منزل مجردی اش با شیر انبه و اینترنت پذیراییم می کندو البته با دستپخت مثال زدنی اش هم .
5 – برادرم یوسف و همسرش که سالهای اول آزادی خیلی مزاحمشان شدم.
6 – سرتیپ رستمی ، اولین پاسداری که در مرز خسروی باهاش آشنا شدم و این رفاقت همچنان ادامه دارد .تهران زندگی می کند .
7 – دکتر شهروز حکمت . رفیق دوران دانشجویی . دامپزشکی که باید جامعه شناس می شد . اند آداب و شیک پوشی .
8- مرضیه مرسلپور . بانوی نخبه فاریابی . دارنده مدال طلای زنان مبتکر آسیا و نفر اول جشنواره خوارزمی.
9 – مژده مشایخی ، گزارشگر توانای جیرفتی . یکی از پایه های رودبارزمین.
10 - فاطمه سعادت نصری . شاعر و نویسنده ی خوش ذوق جیرفتی - کرمانی .
11 – حسن صادقی . دوستی عزیز و همکاری تلاشگر در رودبارزمین.
12 – دکتر علی صومعه . پزشک جوان و مهربان که امکان ندارد 26 مردادی بیاید و او مرا به پیامی ننوازد .
13 – فاطمه اسکندری . بانوی فرهیخته ی فرهنگی که آشناییمان به دوران دانشجویی و عضویت در انجمن اسلامی بر میگردد .
14 – افسانه بهادر . بانوی فرهیخته فرهنگی ، فرزند شهید بهادر از شهدای گرانقدر جیرفت .
15 – سیمین سنجری . خبرنگار و گزارشگر خستگی ناپذیر و مدیر محترم سایت خبری هلیل .
16 - مهدی حاج جعفری . دوست قدیمی و با وفا که در استانداری همکار بودیم.
۱۷ - علی علویان ُ یعنی حجت الاسلام والمسلمین علی علویان . جانباز شیمیایی و روزنامه نگار فرهیختهُ مدیر مسول روزنامه عصر ظهور.
۱۸- حسین سبزه صادقی . شاعر و روزنامه نگار جوان دوست داشتنی .
۱۹ - خانم دکتر قابلی . همکلاس با اخلاق دوران دانشجویی که مخصوصا به ابوی محترمشان ارادت خاص دارم.
محمد جواد و هادی یوسف زاده– برادر زاده های عزیز - هم که اولی از کرمان و دومی از کوالالامپور همزمان از طریق ویدئو کنفرانس تماس تصویری گرفتند و به عمویشان تبریک گفتند .
از همه این عزیزان ممنونم که به فکر من بودند .
در آخرین لحظات نوشتن این پست هم بانویی مکرمه و مهربان تماس گرفتند و روز آزادی را بهم تبریک گفتند . سرکار خانم زاهدی خواهر بزرگوار آقای دکتر زاهدی .

این هم اولین عکسی که سال سوم اسارت در اردوگاه رمادی گرفته ایم . از راست دکتر حسین بهزادی - سید علی نورالدینی-خودم و یحیی دادی نسب بچه قشم .
