مهجور

سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی

با معرفت ها

 با معرفت هایی که روز 26 مرداد به من زنگ زدند یا پیامک دادند و سالروز آزادی ام را تبریک گفتند.

آقایان و خانمها:

1-  شهریار رضایی . جوانی بامرام از خطه شمال که میوه اش در کویر افتاده .وقتی مدیر فرهنگی دانشگاه باهنر بودم باهاش آشنا شدم . درسش که تمام شد خاک دامنگیر کرمان دامنش را گرفت و کرمانی شد . نقاش است و گرافیست و صاحب بسیار هنرهای دیگر .

2- محمد رضا نژادحیدری . جوانی مومن ،خوش فکر ، حزب اللهی از نوع اصلاح طلبش و مدیر سایت گفتار نو .

3 – آقای همتی . فرزند یکی از شهدای معروف کرمان . مهربان است و کارمند وزارت کشور.

4 – محمد علی یوسف زاده  – برادر زاده ام  - که هروقت گذرم به جیرفت می افتد در منزل مجردی اش با شیر انبه و اینترنت پذیراییم می کندو البته با دستپخت مثال زدنی اش هم .

5 – برادرم یوسف و همسرش که سالهای اول آزادی خیلی مزاحمشان شدم.

6 – سرتیپ رستمی ، اولین پاسداری که در مرز خسروی باهاش آشنا شدم و این رفاقت همچنان ادامه دارد .تهران زندگی می کند .

7 – دکتر شهروز حکمت . رفیق دوران  دانشجویی . دامپزشکی که باید جامعه شناس می شد . اند آداب و شیک پوشی .

8- مرضیه مرسلپور . بانوی نخبه فاریابی . دارنده مدال  طلای زنان مبتکر آسیا و نفر اول جشنواره خوارزمی.

9 – مژده مشایخی ، گزارشگر توانای جیرفتی . یکی از پایه های رودبارزمین.

10 - فاطمه سعادت نصری . شاعر و نویسنده ی  خوش ذوق جیرفتی - کرمانی .

11 – حسن صادقی . دوستی عزیز و همکاری تلاشگر در رودبارزمین.

12 – دکتر علی صومعه . پزشک جوان و مهربان که  امکان ندارد 26 مردادی بیاید و او مرا به پیامی ننوازد .

13 – فاطمه اسکندری . بانوی فرهیخته ی فرهنگی که آشناییمان به دوران دانشجویی و عضویت در انجمن اسلامی بر میگردد .

14 – افسانه بهادر . بانوی فرهیخته فرهنگی ، فرزند شهید بهادر از شهدای گرانقدر جیرفت .

15 – سیمین سنجری . خبرنگار و گزارشگر خستگی ناپذیر و مدیر محترم سایت خبری هلیل .

16 -  مهدی حاج جعفری . دوست قدیمی و با وفا که در استانداری همکار بودیم.

۱۷ - علی علویان ُ یعنی حجت الاسلام والمسلمین علی علویان . جانباز شیمیایی و روزنامه نگار فرهیختهُ مدیر مسول روزنامه عصر ظهور.

۱۸- حسین سبزه صادقی . شاعر  و روزنامه نگار  جوان دوست داشتنی .

۱۹ - خانم دکتر قابلی . همکلاس  با  اخلاق دوران دانشجویی که مخصوصا به ابوی محترمشان ارادت خاص دارم.

محمد جواد و هادی  یوسف زاده– برادر زاده های  عزیز - هم که اولی از کرمان و دومی از کوالالامپور  همزمان از طریق ویدئو کنفرانس تماس تصویری گرفتند و به عمویشان تبریک گفتند .

از همه این عزیزان ممنونم که به فکر من بودند .

 در آخرین لحظات نوشتن این پست هم  بانویی مکرمه و مهربان تماس گرفتند و روز آزادی را بهم تبریک گفتند . سرکار خانم زاهدی خواهر بزرگوار آقای دکتر زاهدی .  

 

 این هم اولین عکسی که سال سوم اسارت در اردوگاه رمادی گرفته ایم .  از راست دکتر حسین بهزادی - سید علی نورالدینی-خودم و یحیی دادی نسب بچه قشم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مرداد1389ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط احمد یوسف زاده  |